تبليغاتX
پیام پارسا Payam e Parsa

پیام پارسا Payam e Parsa

نوشته های خوب

می گویند پسر یغمای جندقی از پدر پرسید:« پدرجان بعد از مرگ تو دلت می خواهد که من چکاره بشوم؟»

یغما گفت:«پسر جان برو حکیم شو.»

پرسید:«فلسفه این کار چیست؟»

يغما گفت:«برای این که هر چه از این جنس دو پا را از مرگ نجات دهی ،اجر دنیا داری و آنچه از آنها بکشی اجر اخرت داری.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 0:49  توسط پيام پارسا  | 

منجم لویی چهاردهم، زمان مرگ یکی از نزدیکان او را پیش بینی کرده بود.از قضا پیشگویی او درست از آب درآمد و آن شخص در زمان اعلام شده مرد.

لویی از این قضیه برآشفت و درصدد کشتن منجم برآمد. به همین دلیل او را احضار کرد و گفت:« تو که این همه مهارت در نجوم داری ایا نمی دانی خودت چه وقت خواهی مرد؟»

منجم که دریافته بود چه خوابی برایش دیده اند،فورا گفت:« زمان دقیقش را نمی دانم .اما در طالع خود دیده ام که سه روز قبل از اعلیحضرت خواهم مرد.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 14:19  توسط پيام پارسا  | 

خانم هادفیلد یکی از نویسندگان صفحات آشپزی مجلات مخصوص بانوان، در انگلستان ماجرای جالب زیر را به عنوان یک خاطره تعریف می کند.:

هنگامی که من و شوهرم به آپارتمان جدید نقل مکان کردیم، دوستانمان هدایای گوناگونی برای ما آوردند که ما کلی خوشحال ساخت،ولی یکی از آنها بسیار اسرار آمیز بود.یک بسته کوچک که رویش این یادداشت به چشم می خورد :

« شام برای دو نفر،لطفا در یخچال قرار دهید و فقط زمانیکه خسته اید و حوصله غذا پختن را ندارید باز کنید.»

یک هفته بعد ، سرانجام یک چنین روزی فرارسید و ما به سراغ بسته اسرار آمیز رفتیم و آن را از یخچال درآورده ، و با کنجکاوی تمام باز کردیم.

درون آن یک اسکناس ده پوندی نو همراه با یادداشتی به شرح زیر وجود داشت :

« به رستوران دلخواه خود بروید و شب خوبی را بگذرانید.»

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 12:47  توسط پيام پارسا  |