تبليغاتX
پیام پارسا Payam e Parsa

پیام پارسا Payam e Parsa

نوشته های خوب

امیر تیمور در حمام بود.به دلاک گفت:«پسر ! من به چند می ارزم؟»

دلاک رند جواب داد:« قربان 10 دینار.»

امیر گفت:« نادان بی شعور تنها این لنگ که من به کمر بسته ام 10 دینار می ارزد.»

دلاک جواب داد:« قربان با لنگ حساب کردم.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 17:32  توسط پيام پارسا  | 

همسر «ساشا گیتری» هنرمند شوخ و بذله گوی فرانسوی می گوید:«در اولین ماه های آشنایی با «ساشا» یک روز خیلی جدی به او گفتم :«عزیزم!من تو را خیلی دوست دارم.تو چطور؟»

او جواب داد:«من هم مثل تو خیلی خودم را دوست دارم!»

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 16:3  توسط پيام پارسا  | 

یکی از خبرنگاران ضمن مصاحبه با وینستون چرچیل نخست وزیر فقید انگلستان محترمانه از وی پرسید:«نظرتان درباره این پیش بینی که در سال 2000 زنها حکومت خواهند کرد چیست؟»

چرچیل لبخند معروف سیاست مابانه خود را تحویل خبرنگار داد و گفت:«پیش بینی لازم ندارد،همین الان نیز همین کار را می کنند!»

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 18:52  توسط پيام پارسا  | 

وقتی افغان ها، اصفهان را تسخیر و تخت سلطنت صفويه را واژگون کرده و خود به جای آنان نشسته بودند،یکی از رفقای زمان طفولیت اشرف افغان به دربار آمده، یادآور شد که قرار بر آن گذارده بودند که هرگاه یکی از آن دو تن به مقامی نایل گردید به دیگری نیز شغلی اعطا کند.

اشرف گفت:« هر شغلی را می خواهی بگو بدهم!»

آن مرد گفت:« به نظر من شغل شیخ الاسلامی بد نیست و دارای احترام بیشتری است.»

اشرف رو به صدراعظم کرده و گفت :«فورا فرمان شیخ الاسلامی را درباره او صادر کن.»

صدر اعظم گفت:«این آقا سواد ندارد. چگونه فرمان شیخ الاسلامی را درباره او صادر کنم؟»

اشرف رو به صدراعظم کرده و گفت:« اشکالی ندارد ،یک فرمان سواد هم برای او صادر کن.»

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 9:39  توسط پيام پارسا  |