تبليغاتX
پیام پارسا Payam e Parsa

پیام پارسا Payam e Parsa

نوشته های خوب

شارل بوآیه هنرمند معروف فرانسوی چند روز مرخصی گرفته بود و برای اینکه از هر حیث خیالش راحت باشد، به یک دهکده دورافتاده پناه برد.

اولین شب را روی تخت چوبی و بدون تشک یکی از مهمانخانه های کثیف ده به سر برد.

صبح،صاحب مهمانخانه به محض دیدن او گفت:« امیدوارم که به آقا بد نگذشته و خوب خوابیده باشید!»

هنرمند فرانسوی جواب داد:« بلی بد نبود.گاهگاهی از جا بلند می شدم و رفع خستگی می کردم.»

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 11:48  توسط پيام پارسا  | 

سلطان محمود را در حالت گرسنگی بادنجان بورانی پیش آوردند،

خوشش آمد و گفت:«بادنجان طعامی خوش است.»

نوکرش درباره خواص و خواص و خوبی بادنجان خیلی تعریف کرد.

روزی دیگر برای سلطان دلمه بادنجان آوردند. سلطان را درد دل شدید عارض شد و گفت:« بادنجان عجب چیز بدی است.»

نوکر باز از مضرات بادنجان سخن ها گفت.

سلطان گفت:«ای مردک قبلا راجع به بادنجان تعریف می کردی.»

نوکر گفت:«من نوکر توام،نه نوکر بادنجان!»

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 18:47  توسط پيام پارسا  |