تبليغاتX
پیام پارسا Payam e Parsa

پیام پارسا Payam e Parsa

نوشته های خوب

در شکارگاه، متوکل عباسی تیری به طرف شکار انداخت تیر او به خطا رفت و آهو به سرعت فرار کرد.

وزیر با صدای بلند گفت:« احسنت، احسنت.»

متوکل با عصبانیت فریاد کشید:« مرا مسخره می کنی؟تیر که به هدف نخورد.»

وزیر گفت:« قربان چون آهو خیلی ماهرانه فرار کرد، احسنت را به آهو گفتم نه به شما !»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 13:53  توسط پيام پارسا  | 

کادیلاک یک آمریکایی در راه سفر به افغانستان خراب شد. هر کاری کرد نتوانست ماشین را دوباره روشن کند. سرانجام از مکانیکی که سوار بر الاغی از آنجا عبور می کرد کمک خواست. او هم کاپوت ماشین را بالا زد و با چکش شش بار به سیلندر ماشین ضربه زد. بعد هم از آمریکایی خواست تا استارت بزند و ماشین روشن شد.

آمریکایی پرسید که باید چه مبلغی بپردازد.

مکانیک:100 دلار.

 آمریکایی با تعجب گفت : 100 دلار!

مکانیک:10 سنت بخاطر آن شش ضربه و 99 دلار و 90 سنت هم به این خاطر که فهمیدم که باید به کجا ضربه بزنم.

نتیجه: به تخصص افراد احترام بگذارید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 18:27  توسط پيام پارسا  | 

روزی بهلول به حمام رفت، ولی خدمتکاران حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن طور که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند.با این حال بهلول وقت خروج از حمام ده دیناری که به همراه داشت یک جا به استاد حمام داد. کارگران حمامی چون این بذل و بخشش را بدیدند، همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی نمودند.

بهلول باز هفته دیگر به حمام رفت.ولی این دفعه تمام کارگران با احترام کامل او را شستشو نموده و بسیار مواظبت نمودند. ولی با اینهمه سعی و کوشش کارگران ، بهلول به هنگام خروج فقط یک دینار به آنها داد.

حمامی متغیر گردیده پرسیدند:« سبب بخشش بی جهت هفته قبل و رفتار امروزت چیست؟»

بهلول گفت:«مزد امروز حمام را هفته قبل که حمام آمده بودم پرداختم و مزد آن روز حمام را امروز می پردازم تا

شما ادب شده و رعایت مشتری های خود را بکنید.»

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 17:56  توسط پيام پارسا  |